صـــُـبـــ بـــخـیـر های شبانه

با دکمه های لپ تاپم

به افق مینگرم !

اما این صـــــُـــــبــــــ ...

آه این صـــــُـــــبــــــ ...

رویای صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر گفتن

هایم رابه شب گره زده است ...!!
**
دوستان متنها،به قلم خودم هست..
شما هم صاحب اختیار..
پس اگه دوست داشتین کپی کنید،
و ذکر منبع اختیاری است..
**

آخرین نظرات

راستش یه مقدمه

همون جوری که مقام معظم رهبری فرموده بودند،در زمان امیر المومنین،چیزی که ان مرد بزرگ تاریخ رو زیر فشار قرار داد و مظلوم کرد،نبود تحلیل سیاسی در مردم بود

وگرنه مردم که بی دین نبودن،فقط تحلیل سیاسی نداشتن..


حالا هم مردم درسته واقعا تو فشارن و حق هم دارن

اما باید حواسشون باشه که عده ای معلوم الحال این قضیه رو پیروهن عثمان کرده اند و دارن از اب گل آلود ماهی میگیرن..

حتی اقای علم الهدی نماینده مقام معظم رهبری هم قبل از این وقایع اعلام کردند از جمله اینکه،اقای فلان شما فکر نکنید که بنزین هزارو پونصد تومنی رو میزنی به باک ماشین میلیاردی

به این فکر کن که ادمی با ده نفر عاعله میخواد این بنزین رو تو وانت بارش بزنه..


خلاصه اینکه اینقد تو این چند ساله مقام معظم رهبری رو بصیرت تاکید دارن برای اینه

بصیرت اینجا هاست که به کمک ادم میاد

والله فقر و بیکاری رو من جوون هم اثر گذاشته و نمیتونم ازدواج کنم و هزار تا چیز دیگه

اما ریختن تو خیابون و اغتشاش هم راه حل نیست..

ما اریایی هستیم

اصیل ترین مردمان تاریخ..

تمدن ساخته دست ماست..

نباید کاری کنیم دشمن شاد..


حالا گذشته از وضع عده ای معلوم الحال که حتی پرچم کشورمون ایران رو هم این وسط اتیش زدن..

خب واقعا توی این قضیه دوراهی انتخاب نباید سخت باشه..

#من_یک_اریایی_ام_یک_ایرانی_یک_مسلمان


معرفی کتاب ” روش تحلیل سیاسی “*اینجا* کلیک کنید.

برای مشاهده ساختار و فهرست کتاب به صورت اینفوگرافی، اینجا کلیک کنید.


۲۱ نظر ۱۱ دی ۹۶ ، ۱۱:۴۲
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

چند صباحی است که با خیال

دیوار به دیوار شده ام،

او هم که احساسی،

نقش غواص دارد از برایم در این ایام..

۱۵ نظر ۰۴ آذر ۹۶ ، ۱۰:۴۷
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

سلام به تک تک رفقــــــا

ان شاالله راهی دمشــــقــم

و در ادامه نجــفــــ

و الحمدلله والمنه پیاده روی اربعیــــــن...

حــــــلال بفرمـــــایــــد.

🍃✋یازهــــــــرا کربلا...✋🍃

۱۹ نظر ۲۹ مهر ۹۶ ، ۰۰:۳۹
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

انتقاد یکی از دوستان بزرگوار به این حقیر و جمعی از برادران همکار  با ایمیلی بسیار جالب:


سلام.دخترو پسرایی که گروه گروه میرید راهیان نور،اشک میریزید و تجدید بیعتی با شهدا میکنید

باور کنید اکثر سرداران شهید و سایر شهدا، زندگی مشترکشان را با همسرشان با حداقل امکانات و جهزیه و مهریه شروع کردند!

به عنوان کسی که کمی مطالعاتی راجع به زندگی مشترک شهدا با همسرشان را خواندم، برخی ها در اوج فقیری و بی بضاعتی ازدواج کردند، چرا شما منتظر کامل شدن جهزیه و درآمد و شغل خوب و... هستید!؟ 

**عکس شهدا رادیدن و عکس شهدا عمل کردن فقط برای مسایل سیاسی نیست هااا،برای ازدواج هم هست.**

۲۵ نظر ۲۶ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۲۱
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

آشفته خیالم دراین گردنه حیرانی..

و در حال غرق شدن به اعماق شهوت خواب،خوابی که خیال بیداری هم ندارد..

من مانده ام و گردنه هایی پر پیچ و خم..

پیچ هایی از جنس سقوط..

خم هایی از جنس شکست..

۰۷ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۰۳
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

زمستان هم که در این نزدیکی است..

و در این کوچه تبعید،

هوا هم رنگ سردی به خودش خواهد دید..

احتمالا هوای تنهایی ام هم یخکی خواهد زد..

خداحافظ پاییز...

خداحافظ سودای موهایش...

به امید دیداری نو در فصلی نو..

۳۲ نظر ۲۸ آذر ۹۵ ، ۱۳:۱۲
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

در این خیابان بی انتهای بزرگ با درختان پاییزی اش که به رنگ زمستان درآمده اند آرامشی غریب دارم و البته عجیب..

جاده ای که نه شروع یک زندگانی را می گوید و نه اختتام دردناک یک مجلس سوگواری را..

برف ها هم که عجولند..

حتی بعضی هایشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند و با قدرت ولی آرام همه جا را زمستانی رنگ کرده اند.

سوغات اربعین امسال که به خانه آوردم هم شد کمکی تب..

تبی سرد..

نمیدانم چرا ولی احساس میکنم تبم سرد است و برفها گرم..

۱۹ نظر ۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۸:۵۱
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

فکرش را هم نمیکردم...

منی که غرق در فردایم..

روزی در قطعه ای از گورستان..

گورستانی سبز..

اما تلخ..

شاهد آرامگاه همیشگی ام باشم ...

+البته دوست دارم که شهید میشدم ولی اگه شهید نشی؛میمیری...!

+یهویی نوشت:من کارهای عجیب و غریب نمیکنم ولی جدیدا یه قطعه ای از ارامگاه را زیر سر دارم..

میخوام برای خودم قبر بخرم...



۳۱ نظر ۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۵:۱۵
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

لرزش های قلبم و نوسان های دستانم مرا به اندرون فکر فرو برده اند...

خوب که در آن افکار شنا میکنم میفهمم که دلتنگ شهدا و جبهه شده اند...

مدتی است که به شهدا صبح بخیر نگفته ام…

صبح بخیری از جنس صبح بخیر های شبانه ی من...

پس نباید این قلب بیمار را منتظر گذاشت..

به خواسته اش باید هرچه سریع تر لبیک گویم..

پس ، فردا ظهر به سوی جنوب،به سوی شهدا،به سوی مناطق به خواست خدا حرکت خواهم کرد.

۱۹ نظر ۱۵ مهر ۹۵ ، ۱۴:۰۱
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

در این دیار خشک،در میان ثانیه ها

گاه و بی گاه مرگ با جهالت را میبینم..

آدمی خسته شده..

من هم نیز..

اما من منتظرم..



+یهویی نوشت

این متن اشاره به #حدیث مرگ جاهلیت #انتظار #غیبت #و هرانچه که تو از نگاهت میپسندی دارد..

۲۵ نظر ۲۴ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۰۴
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر