صـــُـبـــ بـــخـیـر های شبانه

با دکمه های لپ تاپم

به افق مینگرم !

اما این صـــــُـــــبــــــ ...

آه این صـــــُـــــبــــــ ...

رویای صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر گفتن

هایم رابه شب گره زده است ...!!
**
دوستان متنها،به قلم خودم هست..
شما هم صاحب اختیار..
پس اگه دوست داشتین کپی کنید،
و ذکر منبع اختیاری است..
**

آخرین نظرات

اگر تنها برای خودنمایی و سود شخصی مشکل بی مشکلان را حل کنیم،

 حلال المشاکل نیستیم بلکه  دارای روح کوچکی هستیم...

+یهویی نوشت:

** منظورم افراد با اخلاص و متدین نیست

بلکه منظور کسانی است که با وجود توان در حل کردن

مشکلات بیچارگان،سعی در حل کردن  مشکلات بی مشکلان

میکنند.**

۲۳ نظر ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۱۲
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

مدتهاست که اصفهان در پنجره چشمان من

به نصف شب معنا میشه..


+یهویی نوشت:

**من،ترمینال کاوه،تاکسیهای نیمه شب و خانواده ای که چشم به راهم هستند..**

۲۰ نظر ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۱۸
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

چه دارم که بگویم

تو این شبها

وسط این کوچه بن بست

که همه نیز خوش خوابند...



۱۸ نظر ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۳۰
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

دستان تو پیام آوری است گرما بخش

قبل از انکه از سر دیوانگی در این روزهای به ظاهر گرم از سردی،جان دهم..


#امام زمان

#غیبت

#انتظار

#عشق

۲۱ نظر ۱۵ مرداد ۹۵ ، ۰۵:۰۷
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

این گرمای مردادماه که شباهتی به گرمای تو ندارد به چه درد میخورد..

باید هم همه به سرماخوردگی های پیاپی من بخندند..


+یهویی نوشت

این روزا حال نوشتن رو مجددا کسب کردم،الهی شکر...

۱۷ نظر ۱۱ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۱۸
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

اینجا کجاست که تا به این اندازه سرد است..

چه مردمانی...

به گمانم اینجا زمین نیست که مردمانش اینقد دلشان سرد و یخ زده است..

اینجا کجاست..؟

هر کسی فکر خود است..

اما من نیز همانند سهراب،قایقی خواهم ساخت..

مقصد را نمیدانم اما به گمان هرکجای دگر جز اینجا،آتش محبتی خواهد داشت!!

+یهویی نوشت

رفقای گلم همون طور که میدونین متن ها دو پهلو هست و

هم میتونه مذهبی و هم غیر مذهبی جلوه  بده..

این احساس به اختیار شما و حس  خودتان هست نه چیز دیگه..

۸ نظر ۱۰ مرداد ۹۵ ، ۰۵:۳۲
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

امروز روز دیگری است..

تکه های ابر سیاه بر آسمان وجودمان آمده...

نشان،خبر از غربت و یتیمی است..

آه صدای ضجه فرشتگان را تو هم میشنوی..

باید اعتراف کنم که روح انسجام با کلام شما خروجی داد..

۵ نظر ۰۹ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۵۳
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

وای بر این روزهای گرم که میدانم گرمایش از چیست..

بیچاره حسود است،حسود..

تو گرمای بیچاره مگر طلب معشوق هم حسادت دارد..

مگر او چه خطایی کرده که تو حسادت میکنی..

۳ نظر ۰۹ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۰۵
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

مےخواستم که یک شب که نه،یک عمر پیش تو باشم افسوس که نشد


مےخواستی که یک شب که نه،یک صبح هم پیشم نباشی،افسوس که شد


+یهویی نوشت

بابا فکر نکی عاشق شدم هااا

نه..

همینجوری میگم که یه چیزی گفته باشم..

۲ نظر ۰۸ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۱
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

در این گرمای بی احساس مرداد ماه،تمام تنم درد گرفته..

به گمانم این قلب نیز میداند امروز جمعه است..

تعطیله تعطیل..

۳ نظر ۰۸ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۵۹
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر