صـــُـبـــ بـــخـیـر های شبانه

با دکمه های لپ تاپم

به افق مینگرم !

اما این صـــــُـــــبــــــ ...

آه این صـــــُـــــبــــــ ...

رویای صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر گفتن

هایم رابه شب گره زده است ...!!
**
دوستان متنها،به قلم خودم هست..
شما هم صاحب اختیار..
پس اگه دوست داشتین کپی کنید،
و ذکر منبع اختیاری است..
**

آخرین نظرات
  • ۱ دی ۹۵، ۱۹:۰۶ - zahra zamany
    تشکر

۸ مطلب با موضوع «یهویی» ثبت شده است

فکرش را هم نمیکردم...

منی که غرق در فردایم..

روزی در قطعه ای از گورستان..

گورستانی سبز..

اما تلخ..

شاهد آرامگاه همیشگی ام باشم ...

+البته دوست دارم که شهید میشدم ولی اگه شهید نشی؛میمیری...!

+یهویی نوشت:من کارهای عجیب و غریب نمیکنم ولی جدیدا یه قطعه ای از ارامگاه را زیر سر دارم..

میخوام برای خودم قبر بخرم...



۳۱ نظر موافقین ۱۵ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۵:۱۵
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

در این دیار خشک،در میان ثانیه ها

گاه و بی گاه مرگ با جهالت را میبینم..

آدمی خسته شده..

من هم نیز..

اما من منتظرم..



+یهویی نوشت

این متن اشاره به #حدیث مرگ جاهلیت #انتظار #غیبت #و هرانچه که تو از نگاهت میپسندی دارد..

۲۵ نظر موافقین ۱۸ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۰۴
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

اگر تنها برای خودنمایی و سود شخصی مشکل بی مشکلان را حل کنیم،

 حلال المشاکل نیستیم بلکه  دارای روح کوچکی هستیم...

+یهویی نوشت:

** منظورم افراد با اخلاص و متدین نیست

بلکه منظور کسانی است که با وجود توان در حل کردن

مشکلات بیچارگان،سعی در حل کردن  مشکلات بی مشکلان

میکنند.**

۲۳ نظر موافقین ۱۶ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۱۲
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

مدتهاست که اصفهان در پنجره چشمان من

به نصف شب معنا میشه..


+یهویی نوشت:

**من،ترمینال کاوه،تاکسیهای نیمه شب و خانواده ای که چشم به راهم هستند..**

۲۰ نظر موافقین ۱۵ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۱۸
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

این گرمای مردادماه که شباهتی به گرمای تو ندارد به چه درد میخورد..

باید هم همه به سرماخوردگی های پیاپی من بخندند..


+یهویی نوشت

این روزا حال نوشتن رو مجددا کسب کردم،الهی شکر...

۱۷ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۱۸
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

اینجا کجاست که تا به این اندازه سرد است..

چه مردمانی...

به گمانم اینجا زمین نیست که مردمانش اینقد دلشان سرد و یخ زده است..

اینجا کجاست..؟

هر کسی فکر خود است..

اما من نیز همانند سهراب،قایقی خواهم ساخت..

مقصد را نمیدانم اما به گمان هرکجای دگر جز اینجا،آتش محبتی خواهد داشت!!

+یهویی نوشت

رفقای گلم همون طور که میدونین متن ها دو پهلو هست و

هم میتونه مذهبی و هم غیر مذهبی جلوه  بده..

این احساس به اختیار شما و حس  خودتان هست نه چیز دیگه..

۸ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۵ ، ۰۵:۳۲
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

مےخواستم که یک شب که نه،یک عمر پیش تو باشم افسوس که نشد


مےخواستی که یک شب که نه،یک صبح هم پیشم نباشی،افسوس که شد


+یهویی نوشت

بابا فکر نکی عاشق شدم هااا

نه..

همینجوری میگم که یه چیزی گفته باشم..

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۱
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر

شب هست و من و لب تاب و سکوت


شب هایی که در نظرم هیچگاه صبح نمی شوند..


آ خدا اینجور که نمی شود..


+یهویی نوشت:


ناراحت نیستما...

همینطوری گفتم که یه چیزی بگم که گفته باشم..


۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۰۹
صـــــُـــــبــــــ بـــخـــــیــــــر